وبلاگ

مقالات موسیقی ،عصر ساسانی

برگرفته از کتاب تاریخ موسیقی ایران نوشته حسن محشون

انتشارات فرهنگ نشر نو

موسیقیدانان و رامشگران

موسیقیدانان و رامشگران عصر ساسانی

بهرام گور(مدت پادشاهی420تا439م.)به سبب علاقه به موسیقیدانان آنان را برتر از طبقات دیگر قرار داد و طبقات زمان اردشیر بابکان را برهم زد.بنابرروایات،بهرام ایالت سند و مکران را از پادشاه هند گرفت و12هزار نفر لوری و رامشگربه ایران آورد واین ظاهراًنخستین ارتباط هنری بین ایران و هند است.یکی از مورخین می گوید:بهرام گور چهارصدتن نوازنده از هندوستان به ایران آورد و این هنرمندان را برسایرطبقات مقدم شمرد(ثعالبی،ابومنصور،غرراخبارالملوک الفرس،به نقل از جوامع الحکایات،تصحیح جعفر شعار،انتشارات دانشگاه ص132).ابوالفرج اصفهانی در کتاب معروف خود اغانی ضمن حکایاتی متذکر گردیده که بهرام گور دوازده هزار لولی(لولی یا لوری کلمه ای است هندی واز این زمان این لغت در ایران معمول شد و شعرای ایران مکرر این کلمه را در اشعار خود آورده اند،حافظ گوید:

فغان زین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب                             چنان بردند صبرازدل که ترکان خوان یغما را

بعضی نوشته اند که نسل آنها هنوز در ایران باقی است و قراچی های کنونی از نژادآنها هستند.لولیهای سیه چرده به رامشگری و نی زدن معروفند. امروز نیز در مازندران شرقی مردمی پراکنده اند که پیشه آنها رامشگری و دشتبانی است ودارای عادات و عقاید مخصوص هستند و به زبان محلی آنهارا گودار(گاودار)می گویند و اصل و ریشه آنها معلوم نیست.بعید بنظر نمی رسد که از بقایای لولیان باشند(م).

و رامشگر (زت)از هندوستان به ایران آورد و تمام نواحی مملکت پراکنده کرد.اینخوانندگان و نوازندگان را در هندوستان زت می نامیدند و درایران به لولی و لوری و سوری(کاولی،کابلی)یا کولی معروف شده اند.این لولیان در هر کوی و برزن و شهر وقریه و قصبه ای برای مردم نوازندگی و خوانندگی می کردند.نظامی گنجوی می گوید:

شش هزار اوستاد و دستسازان                                          مطرب و پای کوب و لعبت باز

گرد کرد از سواد هر شهری                                              داد هر بقعه را از آن بهری

تا به هر جا که رخت کش باشند                                       خلق را خوش کنند و خوش باشند

رامشگر

علاقه بهرام گور به ادبیات و موسیقی سبب ترویج این دو رشته گردید،و به سبب ارتباط ایران و هندوستان در زمان او،ایران از علوم و ادبیات و موسیقی هند نیز بهره مند شد.

در زمان خسروپرویز(590-627م.)بازمینه ای که از پیشفراهم شده بود و استادان ماهری که در فن موسیقی به وجود آمده بودند موسیقی در ایران رتبه ای والا یافت.این دوره را می توان عصرطلایی موسیقی ایران شمرد.ازنام نغمه ها و آهنگهایی که در کتابهای تاریخ و ادب،ازجملهالمحاسن والاضدادجاحظ و عروج الذهب مسعودی و غرراخبار الملوک الفرس ثعالبی و غیر اینها و دواوین شعرای بزرگ ایران مانند فردوسی و نظامی و ازرقی هروی و منوچهری و انوری و خاقانی و دیگران آمده اند می توان به دامنه ی موسیقی آن عصر و نیز کثرت موسیقیدانان دراین دوره پی برد.از جمله موسیقیدانان معروف زمان خسرو پرویز می توان«باربد»،«نکیسا»،«بامشاد»،«رامتین»(رامی یا رامین)،«سرکش»(سرکیس یا سرکپ)و «آزادوار چنگی»و«کوسان نواگر»را نام برد.مانی را نیز جامی در نفحات النس از موسیقیدانان این دوره و مورد توجه شاهپور اول(مرگ،271میلادی)می داند.

مانی

مانی فرزند شخصی از نجبای ایران به نام فاتک بود.مادرش نیز زنی از بانوان خاندان اشکانی بود.مانی درسال215میلادی در بابل متولد شد. ابتدا نزد پدر و سپس نزد دانشمندان عصر خود کسب علم و هنر اشتغال ورزید و ازفلسفه و ادبیات و طب و نجوم و موسیقی و مخصوصاًنقاشی آگاهی یافت و آیینی آورد آمیخته از فلسفه ی زردشت و شریعت عیسی و آیین بابلی و بودایی و اندیشه های خود.

باربد

باربد(«بار»به معنی اجازه و«بد»به معنی دارنده است و باربد منصب پرده داری داشته و بار سالار خسروپرویز بود و مردم توسط او به حضور می رفتند.باربدبه فتح دال است و در کتب به صورت های باربَد،باربُد،فهلبد،بهلبد،بهربُد،قهربد نوشته اند.نقد که خاورشناس معروف آلمانی معتقد است که این اسم پهلوی و اصلش بهربت یا پهلبت بوده است(مجله کاوه).شاعر گوید:

از آن چندان نعیم این جهانی                                                که ماند از آل ساسان و آل سامان

ثنای رودکی ماندست و مدحت                                               نوای باربد ماندست و دستان)

از موسیقیدانان و نوازندگان بنام و از بزرگترین آهنگسازان عهد خسروپرویز بود که بسیاری از الحان و نواهای موسیقی را که هنوز بعضی از آنها باهمان نام در ردیف دستگاه های موسیقی کنونی ما باقی مانده است از ساخته ها و پرداخته های او می دانند،و بعضی اختراع«مقامات»را به اونسبت می دهند.(کریستین سن می نویسد«مقامات»پیش از باربد موجود بوده ولی ممکن است استاد در آن اصلاحاتی کرده باشد(ایران درزمان ساسانیان ص 344))

باربدراعده ای جهرمی نوشته اند و برخی مروزی(صاحب المعجم اورا جهرمی و جاحظ در کتا المحاسن والاضداد اورا مروزی میداند)دانسته اند.او از خوانندگان ممتاز و از استادان نوازنده بریط(«تا»کنونی را«بریط»تکمیل شده میدانند و آن سازی از نوع«تنبور»بوده است«سه تار»و«چهارتار»«پنج تار»و غیراینها)بود و بطوریکه از این بیت نظامی در بیان سی لحن باربد استنباط می شود:

چو یاد از گنج باد آورد راندی                                          زهر بادی لبش گنجی نشاندی

ظاهراًدر نواختن سازهای بادی«نی» نیز ماهر بوده است.

شمس الدین محمد قیس رازی مولف کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم ،آنجا که راجب اولین شاعرپارسی گو سخن می گوید نوشته است(شمس قیس رازی المعجم را،اوایل سده هفتم هجری در فنون عروض،قافیه و نقد الشعرتالیف کرده است.):«باربد جهرمی استادبریطی بود. بناء لحون و اغانی(آواز خوش،آهنگ خوش)خویش در مجلس خسرو که آنرا خسروانی خوانند با آنک سربه سر مدح و آفرین خسرواست و بر نشر نهاده است و هیچ از کلام منظوم در آن بکار نداشته.(این قول نتیجه جهلی است که قدما نسبت به وجود شعرهجایی در ایران پیش از اسلام داشته اند(نقل از تاریخ ادبیات ایران،دکتر صفا جلداول ص)

حافظ گوید:

مغنی نوایی به گلبانگ رود                                     بگوی و بزن خسروانی سرود

( موسیقیدانان و رامشگران)

خسرو پرویز

باربد در دستگاه خسروپرویز تا آنجا قدرت و مرتبت داشت و به شاه نزدیک بود که هرکس از بزرگان مطلب یا حاجتی داشت که جرات اظهار آنرا به شاه نداشت توسط او به شاه عرض میشد.داستان رساندن خبر مرگ شبدیز(اسب سیاه مورد توجه خسروپرویز)نمونه ای است ازتقرب باربد به پادشاه و اهمیت موسیقی ایران در رساندن حالات مختلف،داستان چنین است:

خسروپرویز،شبدیز را از میان اسبان خود بیشتر دوست میداشت و گفته بود هرکس خبر مرگ اورا بدهد کشته خواهد شد.پس از مرگ شبدیز کسی را یارای آن نبود که این خبررا به خسرو بدهد و اورا از مرگ شبدیز آگاه سازد.رئیس دواب پادشاه به باربد متوسل می شود و از او میخواهد که بوسیله الحان و نغمه های موسیقی این خبررا به خسرو برساند.

شبدیز مرد

.نوشته اند که باربد آهنگی میسازد که پادشاه پس از شنیدن آن فریاد برمی آورد که«شبدیزمرد»باربد پاسخ میدهد که«آری»بدینوسیله شاه از عهدی که کرده بود بازمیگردد و رئیس دواب از نگرانی فارغ میشود.این داستان گذشته از رساندن مقام باربد نزد خسروپرویز و استادی و مهارت وتاثیر آهنگهای او،میرساند که موسیقی ایران باید خیلی قوی و پیشرفته بوده باشد تا بتواند حالت های گوناگون از غم وشادی و خشم و نفرت و کینه و غیراینهارا برساندوموسیقیدانان با نغمه و آهنگ منظور خودرا به شنونده بفهماند ،واورا تحت تاثیر احساسات خود قراردهد.

(موسیقیدانان و رامشگران)

اشعار باربد در بزم خسرو پرویز

قیصر ماه مانذا خاقان خورشید

آن من خذای ابر ماند کامغاران

که خواهند ماه پوشند ک خواهند خورشید،یا(که خواهد ماه پوشد که خواهد خورشید)

که معنی فارسی آن چنین است:

قیصر به ماه مانند است و خاقان به خورشید_آن سرور من کامکاری همچون ابر است چون بخواهد ماه را میپوشاند و اگر بخواهد خورشید را.(نقل از مجله هنر و مردم شماره هشتاد و پنجم آبان 1348به نقل از نشریه فرهنگ ایران باستان شماره 1سال پنجم،شهریور 1346شمسی)

پیش از ورود باربد در دستگاه خسروپرویز سرکش بررامشگران سربود وسمت نوازندگی مخصوص شاه را داشت و بردیگر موسیقیدانان درباری مقدم بود.پس از آنکه باربد به دربارراه یافت و مورد توجه خسروپرویز قرار گرفت سرکش به رقابت بااو پرداخت.فردوسی طوسی این داستان را به نظم آورده و درغلبه باربد بر سرکش در شاهنامه گوید:

بشد باربد شاه رفتگران                                             یکی نامداری شد از مهتران

( موسیقیدانان و رامشگران)

داستان رقابت سرکش با باربد در شاهنامه ثعالبی

داستان رقابت سرکش با باربد در شاهنامه ثعالبی(ثعالبی،شاهنامه،ترجمه محمود هدایت،مجلس،1328صص335_6.ثعالبی معرف کتاب بیشتر مطالب کتابش را از شاهنامه منثور ابومنصوری ترجمه کرده است و شاهنامه ابومنصوری یکی از مآخذ مهم شاهنامه فردوسی نیز بوده است.)آمده است و خلاصه آن چنین است:

سرکش که در پذیرایی های خصوصی خسروپرویز ریاست نوازندگان را به عهده داشت،شنیدنوازنده ای جوان و چیره دست از اهل مرو که باساز و آواز خود شنوندگان را تحت تاثیر قرار میدهد قصد دارد خودرا به شاه معرفی کند.سرکش کوشید تا مانع راه یافتن او به دربار شود به دربان ها و دیگر محافظین و نزدیکان و کارکنان خصوصی دربار رشوه ها دادتا اورا از نزدیک شدن به دربار و معرفی به شاه مانع شوند .

باربد که از قضایا اطلاع یافته بود دربان باغی را که خسرو برای عیاشی به آنجا میرفت با پرداخت رشوه راضی کرد تا بتواند هروقت شاه به باغ میرود اونیز به باغ رفته در کناری خود را مخفی کند.چون خسروپرویز درباغ به عیش ونشاط مشغول شد باربد که لباسی سبز برتن کرده بود باساز خود به درون باغ رفت و نزدیک تخت خسرو بربالای درخت سروی پنهان شد.

.هنگامی که خسرو جام می را بلند کرد باربد به نواختن آوازی لطیف پرداخت«یزدان آفرید»پرویز شاد شد و نام نوازنده را پرسید.امااورا نیافتند چون خسرو جام دوم را بلند کرد باربد دیگر بارنواختن و خواندن گرفت و «پرتو فرخار»را نواخت.پرویز با شگفتی فریاد برآورد چه آوازی که تمام اعضای بدن میخواهد برای شنیدن آن گوش شود.دیگر بار دستور نوازنده و خواننده را بیاورند اما اثری از بدست نیاوردند.

پرویز جام سومین را بلند کرد این بار باربد آهنگ«سبزاندر سبز»را نواخت و همه حضار در حیرت شدند.پادشاه از جای برخاست و گفت بی شک فرشته است که خداوند برای شادی ما فرستاده و از خواننده خواهش کرد خودرا نشان دهد.باربد از درخت پایین آمد و برخاک افتاد پادشاه اورا نواخت و سبب پنهان شدنش را پرسید از آن پس اورا به ریاست نوازندگان برگزید.

(موسیقیدانان و رامشگران)

ثعالبی

.ثعالبی گوید باربد در تلاوت اول دستان«یزدان آفرید»را برای خسرو خواند بعد دستان«پرتو فرخار»را به سمع او رسانید که همان شادمانی را می بخشد که توانگری از پس درویشی.پس از این دستان«سبزدر سبز»را خواند و نواخت چنانکه شنوندگان ازآهنگ زار زار ابریشم(در قدیم و قبل از متداول شدن مفتول و سیم،وترسازهااز ابریشم وروده تابیده بوده و تا این اواخر در بعضی سازها مانند کمانچه از زه تابیده استفاده میشد.

نظامی گوید:

            بدار ای مغنی سرم را ز خواب                                          به ابریشم رود و چنگ و رباب 

          بگوش چنگ در ابریشم ساز                                            فکنده حلفه های بریط آواز)

رود و آواز زیرو بم سرود او مجذوب و مبهوت شدند.

فردوسی طوسی گوید:

زننده برآن سرو برداشت رود                                      همان ساخته خسروانی سرود

سرودی به آواز خوش برکشید                                    که اکنون تو خوانیش«دادآفرید»

از آن زخمه سرکش چو بیهوش گشت                          بدانست کان کیست خاموش گشت

که چون باربد کس چنان زخم رود                              نداند نه آن«پهلوانی»سرود

که «پیکارگرد»ش همی خواندند                                چنین نام آواز اوراندند

برآمد دگربارهآواز رود                                             دگرگونه تر ساخت بانگ سرود

همان«سبزدرسبز»خوانی کنون                                  براینگونه سازند مکر و فسون

بشد باربد شاه رامشگران                                          یکی نامداری شد از مهتران

(«دادآفرید»یا«یزدان آفرید»ظاهراًازسرودهای دینی بوده.

«پیکارگرد»ازسرودهای حماسی و جنبه تاریخی داشته مانندکبن ایرج و کبن سیاوش.

«سبز در سبز»در وصف طبیعت و توصیف باغ و صحرا و چمن.)

موسیقیدانان و رامشگران

ادامه داستان در مقاله بعد…

admin

مدیر سایت

Leave a Comment

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.