وبلاگ

تقلید در روند فراگیری

تاثیر موسیقی برانسان

 
اثر موسیقایی به هنگام شنیده شدن توسط فردی که تنها شنونده موسیقی است و نه اجرا کننده ی آن،موجب سه رخداد در ذهن وی می شود که هریک از این سه نیز به دو وجه تفکیک می یابد. تمامی این موارد به صورت جداگانه و یا آمیخته باهم نیز می تواند در وجود فرد شنونده اثر موسیقایی بروز کند:
الف:تبعیت          1_آوازی          2_حرکتی
ب:تداعی            1_مسبوق عام   2_مسبوق عین
پ:تخیل             1_معلوم          2_مجهول
آواز سردادن یا زمزمه کردن انسان همراه با یک اثر موسیقایی که در جریان شنوایی وی قرار دارد در حقیقت«تبعیت آوازی»او از آن اثر موسیقایی است.هرگاه این هماهنگی و همراهی انسان با اثر موسیقایی که در جریان شنوایی وی قرار دارد از راه حرکت بدن انجام پذیرد،در این صورت موسیقی موردنظر،انسان شنونده راوادار به«تبعیت حرکتی»(رقص)کرده است.تبعیت آوازی یا حرکتی از یک اثر موسیقایی توسط انسان،به نوعی فرمان پذیری و اطاعت مغز اوست از موسیقی ای که در حال شنیدن آن است.
اصوات با اشکال گوناگون در هر اثر موسیقایی؛از راه شنوایی به مغز انسان می رسد.در آن جا پس از دریافت(پذیرش)به صورت فرامین صادره از مغز با به لرزش درآوردن تارهای صوتی وی و یا به حرکت درآوردن اعضای بدن انسان،بروز و نمود می یابد.این پذیرفتن و پیروی از موسیقی توسط انسان؛هراندازه دقیق تر و منظم تر انجام پذیرد،به همان نسبت می تواند راه پذیرش و تبعیت توأم بادقت و صحبت هرچه بیشتر مغز انسان را که اصل بسیار مهم در فراگیری هاست هموار سازد.
تبعیت«آوازی»یا«حرکتی»از یک اثر موسیقایی توسط شنونده ی موسیقی،اغلب «تبعیت شکلی»و دربرخی موارد«تبعیت شکلی و معنایی»است.
بدیهی است در روند«تبعیت شکلی»تنهاظواهر اجرای آثار موسیقایی آن هم از راه حافظه طوطی وار و نیز عادت هایبرآمده از تکرار بروجود انسان مستولی می شود.حال آن که درروند «تبعیت های شکلی و معنایی»فرد شنونده ی موسیقی،علاوه بر وقوف به واقعیت های بیرونی(شکلی)برمعانی،مفاهیم و حقیقت امر نیز دست می یازد.
هرگاه شنود یک اثر موسیقایی توسط انسان موجب فراخوانی مورد یا واقعه ای در ذهن وی شود و آن واقعه یامورد؛غیراز موسیقی ای باشد که او درحال شنیدن آن است و نیز به شرط آن که سابقه ی آن مورد یاواقعه ی فراخوان شده در ذهن فرد شنونده از پیش در بایگانی محفوظاتش (حافظه)دقیقاًبه همان صورت موجود بوده باشد،موسیقی شنیده شده توسط شخص،سبب تداعی«مسبوق عام»در ذهن وی شده است.به عبارتی دیگر درتداعی«مسبوق عام»انسان ازراه شنود یک اثر موسیقایی خاطره هایی رادرذهن خود فرا می خواند و تداعی می کند که عیناًبه همان وجه قبلاً در محفوظات ذهن وی بایگانی شده است.حال اگر تنها بخشی ازتداعی فراخوان شده،دقیقاًبه همان صورت از پیش در حافظه موجود بوده باشد وبخش دیگران،بااستفاده از مواردی مانند«تداعی:مسبوق عین»«تبعیت آوازی_حرکتی»ویا«تخیل:معلوم_مجهول»باشد کهپس از این به آن ها اشاره خواهیم کرد،بدیهی است این اتفاق تنها«تداعی:مسبوق عام»نبوده بلکه به صورت اختلاطی از موارد مذکور در ذهن فرد شنونده بروز خواهد کرد.با توجه به موارد ذکر شده«تداعی:مسبوق عام»حاصل آمده از شنود یک اثر موسیقایی توسط انسان است که خاطرات از پیش بایگانی شدهدر محفوظات وی را از حال راکد مانده در ذهن او خارج کرده به جریان و سیلان وا می دارد.این امر که در واقع مرور خاطره ها در ذهن شنونده موسیقی است_می تواند برای دست یابی وی به تمرکز و در پی آن حصول به آرامش و نشاط،بسیار مؤثر افتد.
هرآینه خاطره فراخوان شده در ذهن فرد شنونده دقیقا همان اثر موسیقی باشد که در جریان شنوایی وی قرار دارد،در این صورت این امر موجب«تداعی:مسبوق عین»در ذهن او خواد شد.
اثر موسیقایی اگر عین خود رادر محفوظات بشر بیابد،دراین صورت با تحریک حافظه،عین محفوظ شده ی خودرادر ذهن_که از راه تکراردر شنوایی وی حاصل آمده است_برای تطبیق و متعاقباً تصحیح فراخوان می نماید.این واقعه که همانن«تداعی:مسبوق عین»است می تواند عین سابقه اثر موسیقایی را که فرد به آن گوش فرا می دهد از حال راکد مانده در ذهن وی خارج کرده و به جریان و سیلان وا می دارد.بنابراین انسان به هنگام«تداعی:مسبوق عین»می تواند یکایک اشکال و معانی اثر موسیقایی را که به آن گوش فرا می دهدبا عین سابقه موجود در ذهن منطبق کرده و درصورت درستی درانطباق و یا در بعضی موارد به شرط برتری کیفیت اجرای اثر موسیقایینسبت به عین سابقه موجود در ذهن،فرد شنونده به تمرکز،رضایت و نشاط بسیاری دست می یابد.
آن دسته از آثار موسیقی که نتواندانسان شنونده راوادار به تبعیت آوازی یا حرکتی بکند حتی قادر نباشد خاطره هرمورد یا واقعه انسجام یافته از پیش در محفوظات بشر رادر ذهن وی تداعی«مسبوق عام»یا «مسبوق عین»کند،در این صورت آن اثر موسیقایی،فرد شنونده را وادار به تخیل در یکی از انواع «معلوم»یا«مجهول»می نماید.
«تخیل معلوم»در حقیقت تخیلی است خودخواسته و دارای تصویر ذهنی واضح و آشکار،حال آنکه تصویر ذهنی «تخیل مجهول»ناخواسته و همراه با اوهام و ابهام است.
فرد شنونده ای که از راه شنود آثار موسیقایی؛ناخواسته در وادی واقعیت های زندگی از دست می دهد.بدون تردید از بازگرداندن چنین افرادی به عالم معلوم و نیز بدیهات درهر وادی موجود،اندکی دشوار خواهد شد.
واداشتن ذهن انسان به«تخیل معلوم»هنگام شنود آثار موسیقایی،فرد را به تفکر واداشته و از راه برانگیختن قوه تخیل،ذهن وی را خود خواسته نسبت به پردازش تصاویر معلوم و همگون با موسیقی که در جریان شنوایی اش قرار دارد،وادار می سازد.بنابراین دامن زدن به«تخیل معلوم»از راه شنود آثار موسیقایی،ذهن انسان را برای رویارویی وی با واقعیت ها و معلومات،کارایی و توانایی فراوان می بخشد و این امر می تواند به توانمندی ذهن انسان در رابطه با خلاقیت هایش نیز کمک بسیار ارزنده ای بکند.

تاثیر موسیقی بر انسان

 

برگرفته از کتاب:اندیشه های موسیقایی

تألیف:شریف لطفی

انتشارات:دیبایه

تاثیر موسیقی بر انسان

تبعیت

تداعی

تخیل

تخیل معلوم

تخیل مجهول

مسبوق عام

مسبوق عین

کتاب اندیشه های موسیقایی

انتشارات دیبایه

شریف لطفی

خلاصه ای از کتاب های حوزه موسیقی

مقالات موسیقی

آموزشگاه موسیقی چندمضراب

www.chandmezrab.com

telegram: chandmezrab

instagram: chandmezrab

aparat: chandmezrab

تاثیر موسیقی بر انسان

admin

مدیر سایت

Leave a Comment

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.